نوشته شده توسط : shoghab

چشم یک روز گفت ....




72058993078793574476.jpg

 

 

چشم یک روز گفت : من درآن سوی این دره ها کوهی میبینم که از مه پوشیده شده است این زیبا نیست؟

 

گوش لحظه ای خوب گوش داد سپس گفت پس کوه کجاست ؟ من کوهی نمیشنوم...

 

آنگاه دست در آمد و گفت : من بیهوده میکوشم آن کوه را لمس کنم من کوهی نمی یابم...

 

آنگاه چشم بسوی دیگر چرخید و همه درباره ی وهم شگفت چشم گرم گفتگو بودند و گفتند :

 

این چشم یک جای کارش خراب است!

 

"جبران خلیل جبران"




:: بازدید از این مطلب : 465
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
تاریخ انتشار : یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید