نوشته شده توسط : reza

داستانی جالب در مورد خداشناسی

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت
در حال کار، گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت
آنها به موضوع خدا رسیدند
آرایشگر گفت: من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد
مشتری پرسید :چرا؟
آرایشگر گفت :...




:: بازدید از این مطلب : 627
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : reza

  Img4Up

 

 

 

 




:: بازدید از این مطلب : 648
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : reza

 
تصاويري از ساحل و غروب زيباي بوشهر

 


[تصویر:  L00891112437.jpg]




:: بازدید از این مطلب : 9782
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : reza

صبح که داشتم بطرف دفترم می رفتم منشی ام ژانت بهم گفت:

”صبح بخیر آقای رئیس، تولدتون مبارک!“

 




:: بازدید از این مطلب : 504
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : reza

یک روز آفتابی، خرگوشی خارج از لانه خود به جدیت هرچه تمام در حال تایپ بود. در همین حین، یک روباه او را دید.




:: بازدید از این مطلب : 529
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : reza

شنبه:همون لحظه که وارد دانشکده شدم متوجه نگاه سنگینش شدم. هرکجا می رفتم اونو می دیدم. یکبار که از جلوی هم دراومدیم نزدیک بود به هم بخوریم صداشو نازک کردو گفت: ببخشید




:: بازدید از این مطلب : 490
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : reza

File:Galunggung.jpg




:: بازدید از این مطلب : 487
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : reza

File:Hopetoun falls.jpg




:: بازدید از این مطلب : 717
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : reza

ميخوام تريلی بخرم!!!
بيا شاگردم شو و فقط بخواب!!!
پشت ماشين به عشق تو مينویسم
بوق نزن دادشم خوابه..

 

 

آرزوي محالي نيست که عشق ، همچون گلهاي مريم بي هيچ محدوديتي عطرش را در سراسر زندگيمان پراکنده سازد!


کابینه زندگی مشترک :
زن : وزیر سلب آسایش
شوهر: وزیر کار
مادرزن: وزیر جنگ
مادر شوهر: وزیر اغتشاشات
خواهر زن : جاسوس دوجانبه
خواهر شوهر: وزیر اطلاعات و بازرسی
پدرزن: وزیر ارشاد
پدرشوهر: رئیس سازمان بهزیستی.

 

 

 

جان فدای آن که یادم میکند، یاد او هر لحظه شادم میکند،مهربانی های او شیرین شکر، با مرامش کیش و ماتم میکند.




:: بازدید از این مطلب : 488
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : reza
 
 
 
 


 




:: بازدید از این مطلب : 555
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران