یک روز روی این همه بغض بی دلیل
پارچه ای به رنگ سکوت می کشم
و در حوالی یک سال پر باران
...
برای همیشه فراموش می شوم ...
بگذار بعضی ها خیال کنند من مرده ام....
چه مهم!!!
نمی دانم چشمانت با من چه میكند
فقط وقتی كه نگاهم میكنی ...
چنان دلم از شیطنت نگاهت می لرزد
كه حس میكنم چقدر زیباست
فدا شدن برای چشمهایی كه تمام دنیاست.