كاش يك زن نبودم
دوستان این داستان واقعا تکان دھنده است باور کنید ارزش خوندن
داره پس حتما بخوانید.قول میدم پشیمون نشید.
نويسنده:
مرتضی) )TIGERM.S
تنظيم كننده :
غزل
قســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــت هفتم تا نهم
كاش يك زن نبودم
دوستان این داستان واقعا تکان دھنده است باور کنید ارزش خوندن
داره پس حتما بخوانید.قول میدم پشیمون نشید.
نويسنده:
مرتضی) )TIGERM.S
تنظيم كننده :
غزل
قســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمــــــــــــــــــــــــــــــت پنجم و ششم
كاش يك زن نبودم
دوستان این داستان واقعا تکان دھنده است باور کنید ارزش خوندن
داره پس حتما بخوانید.قول میدم پشیمون نشید.
نويسنده:
مرتضی) )TIGERM.S
تنظيم كننده :
غزل
كاش يك زن نبودم
دوستان این داستان واقعا تکان دھنده است باور کنید ارزش خوندن
داره پس حتما بخوانید.قول میدم پشیمون نشید.
نويسنده:
مرتضی) )TIGERM.S
تنظيم كننده :
غزل
مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت در حال کار، گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت آنها به موضوع خدا رسیدند آرایشگر گفت: من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد مشتری پرسید :چرا؟ آرایشگر گفت :...