نوشته شده توسط : shoghab

تو کلاسمون دختری بود که خیلی شر بود و توی کلاس ها تیکه می انداختو همه ما از خنده ریسه می رفتیم.

یکی از کلاس هامون با استادی بود که خیلی سختگیر و اخمو بود و حتی همون دختر هم جرات تیکه انداختن نداشت.
 
همون استاد یک بار قفسی سر کلاس آورده بود و روزي بود كه اون دختر یک کنفرانس ۵دقیقه ای ارائه داد.
بعد استاد گفت به من بگو این چه پرنده اييه؟

قفس با پارچه ای پوشانده شده بود و فقط پاهای حیوون دیده می شد.این دوست ما جواب داد من نمی تونم بگم چيه، باید جاهای دیگه ای از بدنشو ببینم.
 

استاد اخم کرد و گفت: نه خیر از همین پاهاش باید بفهمی چه حیوونیه
 .
دانشجو گفت : نمی دونم و رفت نشست.

استاد پرسید ببخشید خانم اسم شما چیه؟
 

اون هم بلند شد و پاچه های شلوارشو کشید بالا و گفت خودتون ببینید اسمم چیه !!!

 




:: بازدید از این مطلب : 181
|
امتیاز مطلب : 15
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
تاریخ انتشار : یکشنبه 22 آذر 1394 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید